می خواستم ننویسم، چون هوا گرم بود می خواستم ننویسم، از وقتی که دیگر
سرما فشار نمی آورد به سختی می نویسم، سه روز پیش یا شاید هم هفتهء قبل
بود یک مارمولک را دیدم که از وسط سوراخ اتاقم که به یک قصر می رسد بیرون
آمد و برای چند لحظه روی دیوار بی حرکت ماند، پای جلویی اش را بالا برد و
انگار که خشکش زده باشد همانجا متوقف شد. بعد به نظرم آمد که حرکت تندی
کرد و یکی از آن حشره هایی را که پدر هم اسمش را نمی دانست را بلعید و دوباره داخل سوراخ رفت.
بی شک این را روزی یک جا خواهم نوشت برای آن که مردم هرگاه که مارمولک
ها را می بینند دیگر به این فکر نکنند که یک قرص سیانور دارد دورشان چرخ
می خورد. برای این که باید به گسترش علم بشر کمک کرد تنها برای همین.




مطمئنا اگر سرمایی آنچنانی بود، مارمولکی اینچنینی نبود. لاجرم این پست هم نبود
با سلام خدمت همه ی خوانندگان،
Graphessional قصد دارد اولین دوره ی مسابقات مقاله نویسی خود را با یک جایزه ی یکصد هزار تومانی برگزار کند. از تمامی وبمسترهای عزیز دعوت می شود در این مسابقه شرکت کرده و شانس خود را آزمایش کنند. در پایان دوره، برنده توسط رای بازدید کنندگان تعیین شده و مبلغ جایزه بصورت نقدی به حساب معرفی شده واریز خواهد شد. لازم به ذکر است که این اولین دوره ی برگزاری این مسابقات توسط ما بوده و تداوم این مسابقه در دوره های بعدی منوط به استقبال شرکت کنندگان و رای دهندگان گرامی می باشد لذا از همه ی دوستان خواهشمندم جهت رونق و تداوم این طرح تا حد ممکن، موضوع را با دوستان و نویسندگان در ارتباط، مطرح کنند.
برای کسب اطلاع و پیگیری جریان با ما همراه باشید. http://graphessional.wordpress.com بخش مسابقات دوره ای Graphessional.
نیز از شما مدیر محترم سایت خواهشمندم در صورت امکان مرحمت فرموده و این خبر را در قالب یک تاپیک در صفحه ی اصلی قرار دهید.
برای همگی شادی و پیروزی آرزو می کنم.
سلــــــــــــــــــــــــــــــــــام مهدی سالهای سرد. حالت چطور است مرد؟ اگر بدانی چقـــــــــــــــــــــــــــــدر دلم برای نوشته های قشنگت که همیشه خواندنی و ستودنی است تنگ شده بود.
یک چیزی را بدانی بد نیست..خیلی بدی..